روایتی از شهید مهدی باکری در خانه

مجموعه: مذهبی تعداد بازدید: 82
روایتی از شهید مهدی باکری در خانه

“روایتی از شهید مهدی باکری در خانه”

 


روایتی از شهید مهدی باکری در خانه:

 

دیر به دیر می آمد ؛ اما تا پایش می گذاشت توی خانه، بگو و بخندمان شروع می شد. خانه مان کوچک بود. گاهی صدایمان می رفت طبقه پایین، روزی همسایه پایینی به من می گفت: به خدا این قدر دلم می خواهد وقتی که آقا مهدی می آید خانه، لای درخانه تان باز شد و من ببینم شما زن و شوهر به هم دیگر چه می گویند که این قدر می خندید.


 

مطالب مرتبط

نظر شما !!!

نظر شما برای “روایتی از شهید مهدی باکری در خانه”

قالب تفریحی